|
به نام خدا  پیشینه سیستان مجموعه بنای معروف وارزشمند کوه خواجه از بزرگترین آثار خشتی به جای مانده از دوران پیش از اسلام است . این بنا بر روی کوهی به همین نام در 30 کیلومتری جنوب غرب شهر زابل در حوزه سیستان از استان سیستان وبلوچستان در جنوب شرق ایران واقع شده است .شاید باتوان شکوه واهمیت این بنا را در جایگاه سیستان آن زمان جستجو کرد سیستان که به لحاظ جغرافیایی در جنوب شرق ایران ودر مسیر یکی از شاهراه های ارتباطی شرق وغرب ( خراسان بزرگ ) قراردارد اهمیت زیادی در روابط فرهنگی ، نظامی وتجاری منطقه در دوران های مختلف کسب کرده است وهمواره کانون مواجه تمدن های مختلف بوده است . بر اساس شواهد باستان شناسی ، این منطقه یکی از مراکز اولیه تمدن محسوب می شود . سیستان در کتیبه داریوش هخامنشی در بیستون زرنگ نامیده شده است . یونانیان این منطقه را درانگیانه ودرانجانا نام نهاده اند ودر فارسی میانه سگستان ونیز هم نام با سرزمین سکاها سکستان نیز خوانده شده است در اوایل اسلام آن را سجستان می نامیدند که بعد به سیستان معروف شد سیستان به لحاظ تحقیقات اسطوره شناسی ارزش ویژه ای دارد این منطقه بالاترین سهم در تکوین وتدوین داستانهای اساطیری ومذهبی ایران قبل از اسلام را داشته است . در فرگرد اول از وندیداد امده که اهورا مزدا سیستان را به صورت سرزمینی عالی وشگفت خلق کرد وهمچنین دریاچه هامون ( دریاچه کیانسه ) محلی است که سوشیانت موعود زرتشت از ان به دنیا خواهد آمد در این باره در یکی از داستانهای ایرانی مربوط به هزاره های دون وسوم از سه هزار سال چهارم عمر دنیا در آئین مزدیسنا امده است که در آب هامون نطفه های زرتشت توسط ایزد نریوسنگ به اردوی سوره آناهیتا سپرده شده است که 99999 فروهر مقدس نگهدار ان هستند ودر این آب مانند سه چراغ می درخشتند سی سال مانده به پایان سده دهم از هزاره زرتشت دوشیزه ای از پیروان آیین بهی به نام نامیک پد از این آب می نوشد ودر ان می نشیند که پس از ان اوشیدر با هوشیدر به دنیا می آید وسرانجام در پایان جهان یعنی سی سال مانده به پایان دهمین سده از هزاره اوشیدر ماه ، دوشیزه پانزده ساله ای از نسل زرتشت به نام گواکپد در ان ابتنی می کند واز ان می نوشد وسوشیانس را به دنیا می اورد که همانند خورشید درخشان است به روایتی اسطوره ای در کتاب سیستان در مورد این شهر چنین آمده است ساخت نخستین شهر در سیستان با اولین سنگی که توسط گرشاسب نهاده شد شکل گرفت چون کار ساختن شهر زرنگ به پایان رسید ومردم بسیار در آن گرد امدند ضحاک نیز به کاخ گرشاسب میهمان شده وخواست تا در شبستان شراب خورد گرشاسب خشمگین شد وگفت اینجا سیوستن است نه شبستان ودر ان روزگار به مرد مردان سیو می گفتند از آن زمان این ناحیه را سیوستان نامیدند وبه مرور زمان سیوستان به سیستان تبدیل شد . سیستان محل برخورد کیخسرو وافراسیاب زادگاه کیقباد وکیکاووس پادشاهان اسطوره ای وهمچنین رستم دستان پهلوان بزرگ شاهنامه وخاندانش است . مجموعه آثار معماری کوه خواجه : کوه خواجه تنها عارضه برجسته طبیعی سیستان است که مشرف بر دشت سیستان ودر میان دریاچه هامون برآمده است این کوه تحت تاثیر اتشفشان های تفتان در دوره سوم زمین شناسی ایجاد شده واز جنس بازالت است ودر ارتفاع 609 متری از سطح دریا قرار دارد . کوهی مقدس با قداست چند هزار ساله که از دوران های مختلف تاریخی بر روی آن آثاری بر جای مانده ودر شاهنامه نیز با نام کوه سپند به آن اشاره شده است دریاچه هامون که یکی از بزرگترین دریاچه های فصلی آب شیرین چهان است با مساحت تقریبی 458 هزار هکتار وعمق متوسط پنج متر در فصول پر آب کوه خواجه را در بر می گیرد ومکانی زیبا برای قایقرانی ، توتن سواری وصید است . بر روی این کوه اثاری از دوران اشکانیان ، ساسانیان وسده نخستین اسلامی به جای مانده است آثاری مانند کهن دژ قدمگاه حضرت ابو الفضل (ع) قدمگاه پیر گندم بریان قبرستان دوره میانه اسلامی وآرامگاه خواجه مهدی ( خواجه غلطان) که نسبش به محمد حنیفه می رسد هم اکنون نیز در روزهای پایانی هفته ودر اعیاد مختلف این ایگاه زیارتگاه مردم منطقه است به ویژه در ایام نوروز وسیزدهم فروردین مکان اجرای مراسم مذهبی وجشن وسرور مردم است با توجه به قدمت آثار موجود در کوه خواجه برخی بر انند که برپایی این مراسم احتمالا ریشه در نوعی مراسم مذهبی ایین مزدیسنا دارد. تاریخچه تحقیقات : پژوهشگران بسیاری بر روی مجموعه بناهای متعلق به دوره تاریخی ( کهن دژ) بررسی هایی انجم داده وگزارشهایی را به چاپ رسانده اند ثبت Tateدر سال 1910 م بعد از بازدید وبررسی این مکان اطلاعات خود را درباره معماری بنا منتشر کرد استینSteinدر سال 1915 م بازدیدی از محل داشت ودر سال 1916 م گزارش مقدمانی وسپس در سال 1928م گزارش کاملی را به همراه عکس هایی از نقاشی های موجود در این بنا به چاپ رساند وی این بنا را متعلق به دوره پارت – ساسانی ونیز تحت تاثیر هنر بودایی آسیای مرکزی دانست استین در زمان بررسی خود قطعاتی از نقاشی های دیواری را جدا کرده وبه موزه ملی دهلی نو فرستاد. هرتسفلد Herzfeldدر سالهای 1925 و1929 م بر روی این بنا کارکرد ودر سال 1932 م گزارش خد را درباره سیستان به چاپ رساند وی نظر خود را درباره این که اینجا بنایی مربوط به دوره پارت وساسانی است به همراه عکس هایی از نقاشی های موجود ارائه کرد در ضمن وی تعدادی از نقاشی ها را از بنا جدا کرده وبه آلمان فرستاد. در سال 1061 م جورجیو گولینی باستان شناس ایتالیایز نیز از محل بازدید به عمل آورد ونتیجه کار خود را در سال 1964 م به چاپ رساند .به نظر وی بنا دارای 6 دوره فرهنگی از دوره هخامنشی تا دوره اسلامی است وی این طبقه بندی را بر اساس سفال های به دست امده از این محوطه انجام داده است . دومینکوفاچنا ایتالیایی به سرپرستی هیاتی از سوی مرکز ایزمئو مطالعاتی را بر روی این بنا انجام داد که باعث کشف قطعه نقاشی جدیدی در بنا شد وهمین هیات کارهای مرمت واستحکام بخشی آن را نیز انجام داد. برخی دیگر از پژوهشگران وباستان شناسانی که مطالعات وبررسی هایی درباره این مجموعه انجام داده اند عبارتند از : کاوامی که مطالعات خود را بر اساس گزارش های هرتسفلد واستین بر روی نقاشی های به دست امده انجام داد .او دو دوره فرهنگی آثاری از سده سوم وچهارم میلادی بعنی دوره ساسانی واوایل دوره اسلامی را در انجا تشخیص داده است می بویس نیز بر اساس مطالعات اسطوره شناسی معتقد است که این بنا قبل از دوره پارت ساخته شده ودر چندین دوره تاریخی بعد مورد استفاده قرار گرفته است . هوف با مطالعه بر روی بنای چهار طاقی این محوطه ومقایسه آجرهای ان با قلعه دختر فیروز آباد آن را به دوره ساسانی انتساب می دهد . شپیمن بر اساس خشت های بزرگ به کار رفته در ساختار بنا وسفال های به دست آمده آن را دارای پیشینه هخامنشی می داند . کروگر واشلومبرژه نیز تحقیقاتی درباره تزئینات معماری این بنا انجام داده اند . در سال های اخیر سید مجمود موسوی با سه فصل عملیات کاوش در این محل آثاری از سازه ها ونیز تزئینات معماری به دست اورد وهمچنین سید منصور سید سجادی نیز اخرین پژوهش های میدانی را در این محل انجام داده است . بنای خشتی کوه خواجه ( کهن دژ ) شاخص ترین وقدیمی ترین بنای موجود از مجموعه بناهای کوه خواجه کهن دژ است که در شیب دامنه شرقی این کوه با وسعتی حدود 40000 متر مربع ایجاد شده است وبا نام هایی چون قلعه کافرون ، قلعه سام ، قلعه رستم وآتشکده شناخته می شود . مجموعه فوق از بخش های مختلفی تشکیل شده است که به واسطه عوامل وشرایط جوی بخش های زیادی از آن دچارتخریب وقابل تشخیص وشناسائی نیست . مجموعه بنای فوق بر روی تراس مستطیل شکل وسیعی ساخته شده است . اطراف بنا دارای حصاری بوده که بخشی از آن هنوز باقی است مجموعه مذکور دارای دو ورودی ، ورودی اصلی در سمت جنوب ورودی دوم در سمت شمال شرقی است دروازده جنوبی دارای یک ورودی طاق دار است که به یک فضای گنبد دار وارد وافراد را به داخل حیاط مرکزی بنا هدایت می کرده است که بر اساس گزارش های موجود تزییناتی نیز داشته است . حیاط مرکزی دارای ابعاد تقریبی 30 متر طول و20 متر عرض است که دو ایوان وسیع مسقف در دو سوی غرب وشرق ورواق هایی در اطراف ان ساخته شده است . در بخش شمالی حیاطی پلکانی وجود دارد که امکان دسترسی به سازه های بخش شمالی را ممکن می سازد اطراف حیاط با نیم ستون ها ، طاق نماهای متعدد وتزئینات گچبری فضا سازی شده اند آثاری از دو اتاق Tشکل به ابعاد تقریبی 80/4 × 70/23 متر در پشت ایوان ها موجود است . در سمت شمال حیاط وروبروی ورودی جنوبی وکنار سر بالایی کوه بخشی وجود دارد که مرتفع تر از بقیه بخش های بنا به نظر می رسد متشکل است از اطاقی مربع شکل با سقفی گنبدی که راهرویی سربسته آن را احاطه کرده است پژوهشگران به دلیل اینکه این بخش در شمالی ترین وبالاترین سطح ساختمان واقع شده ونیز پایه های یک آتشدان در زیر سقف گنبدی آن یافت شده است این بخش را باقیمانده ای از یک آتشکده یا معبد معرفی کرده اند .در بخش شمالی تالار مسقف کوچکی وجود دارد که بر اساس گزارش های استین وهرتسفلد تمامی آن دارای تزئینات نقاشی دیواری بوده وبه این لحاظ آن را گالری نقاشی نامیده اند . برای ساخت این مجموعه بنا مصالح متنوعی به کار رفته است از سنگ برای پی ها واز اجر در ازاره ها واز خشت در دیوارها ، ایوان ها وطاق ها ونیز از گچ به عنوان ملات وتزئین دیوارها وتمامی اجزاء ساختمان استفاده شده است . اندازه خشت ها در ایوان ها ، پی ها ودیوارها متفاوت است معماران با تجربه کوه خواجه در ترکیب داخل خشت ها وآجرها از نی به منظور استحکام بخشی بیشتر بنا استفاده کرده اند ودر بخش داخلی برخی از اخشت ها شیارهایی دیده می شود که به منظور اتصال بیشتر بین ملات وخشت ایجاد شده است واحتمالا در ساخت سقف ها کاربرد داشته است تعداد اندکی آجر مدور نیز به دست آمده که احتمالا در بخش های مربوط به ستون ها با نیم ستون های متصل به دیوار جای می گرفته است . در این جا شایسته است به نظر مهندس پیرنیا در مورد بنای کوه خواجه اشاره کرد مسئله خیلی مهم در بناهای این کوه وجود فضاهای مادری است که بعدها در کلیه مساجد ، مدارس وکاروانسراهای بعد از اسلام نیز ساخته شده اند متاسفانه محققین غربی سعی دارند هر طور که شده مسئله تاثیر معماری های دیگر کشورها را عنوان کنند که صحیح نمی باشد با توجه به گرمای بیش ازحد اقلیم سیستان ، معماری آن به صورت درون گرا است حیاط وقرارگرفتن فضاهای مختلف در اطراف آن از همین درون گرائی سرچشمه می گیرد از دیگر فضاهای این محل ایوان است که آن را پیشان وهولی نیز می گویند ردپای آن را در بناهایی چون کاخ ها ، کاروانسراها ، مساجد و... در دوره های بعدی می توان دید پوشش ایوان از نوع نیم گنبد وکانه پوش است که در ان طاق تویزه نیز دیده می شود در شکل قوس ها وگنبدهای ان همان طور که مشاهده می شود از قوس های نیم دایره استفاده نشده بلکه از نوع بیزکند می باشد گوشه سازی های زیر گنبد سابقه طولانی این روش را در ایران روشن می سازد. هنرهای تزئینی کاربردی تزیینات معماری به جای مانده از این بنا نشان از عظمت ، شکوه واهمیت آن دارد بیشترین این تزیینات که متاسفانه به دلیل شرایط جوی وآب وهوا از بین رفته شامل آثار گچبری نقش برجسته های گلی ونقاشی دیواری است . الف) گچبری هنر تزیین با گچ را می توان یکی از شاخص های مهنر ایرانی معرفی کرد که هنرمند معمار در این بنا از گچ ابتدا برای پوشش ونگهداری و زیبا سازی دیوارهای خشتی وهموار کردن سطح دیوارهای ناهموار استفاده وانگاه به صورت تزیینات گچبری ان را به کار گرفته است . نقفش مایه های مورد استفاده در تزیینات گچبری این بنا همانند نمونه های دیگر دوره پارت وساسانی در قلعه یزدگرد ( کرمانشاه) قلعه گبری ( شهر ری ) وقلعه ضحاک ( آذربایجان شرقی) برای ایجاد این طرح ا از تکنیک قالبی ونیز کار با دست وابزار ظریف توامان استفاده شده است طرح ها واشکال متنوع گچبری در صفحات بزرگ ونیز نقوش تزیینی کوچک وظریف شامل نقش مایه های هندسی وگیاهان استیلیزه می باشد که بیشتر فضاهای حاشیه وکادرها را تزیین نموده اند از جمله گچبری های معرفی شده برگهایی شش پر است که داخل آن گل هایی قلبی شکل ( شبدری ) یک در میان قرار گرفته وتمام نقوش داخل دایره ای محدود شده اند . از دیگر نقوش به دست آمده می توان به نقش معروف کلید یونانی یا صلیب شکسته های درهم به همراه نقش کنگره پله دار ودایره های مماس اشاره کرد . ب) نقش برجسته های گلی تزیین بنا با گل به جای گچ ویا ترکیب این دو ماده با یکدیگروساخت نقش مایه های مختلف در دوره پارت در شرق ایران بسیار رایج بوده است . در بنای کوه خواجه نیز نقوش با این تکنیک ساخته شده است ویکی از این نقوش که در حال حاضر تنها تصویری از آن موجود است. نقش مردی ایستاده با لباس بلند شبیه به پوشاک ساسانی است که قسمت سر ، پاها وبخشی از دست او نیز از بین رفته است .موهای فرخورده وبلند وی در پست سر وهمچنین روبان پیچ خورده ای که احتمالا ادامه تاج روی سر وی بوده نیز نشان دهنده پیکره ای ساسانی است . ج) نقاشی دیواری معروف ترین آثار شناخته شده در این بنا تزیینات نقاشی دیواری ان است شامل مجموعه ای زیبا ومنحصر به فرد که بخش های مختلف آن را مزین می کرده است . بهترین وزیبا ترین نقاشی هایی که هرتسفلد واستین گزارش کرده اند از بخش «گالری نقاشی » به دست آمده که تمامی بخش های آن مانند سقف ودیوارهای اطراف دارای تزیین بوده است ولی متاسفانه در حال حاضر به جز چند اثر رنگ ناچیز چیری دیده نمی شود . در بالای دیوار ودر قسمت قرنیز مربع هایی کنار هم قرار داشته که داخل آنها یک در میان با نقش گل وتصاویر انشانی تزیین شده است گل ها در میان یک کادر مربع وبه اشکال مختلف به کار رفته اند . گلهای رز پرپر که بسیار شبیه به گل آفتابگردان ولوتوس ( نیلوفرآبی ) است ویا گل هایی که دارای برگهای دالیری وچین دار می باشند . به کارگیری رنگهای خاکستری وقرمز در کنار هم به عنوان حاشیه نقوش وزرد وبنفش در گلبرگ ها نشان از اشنایی هنرمندان به خاصیت رنگ ها وچگونه زیبا جلوه دادن انها در کنار یکدیگر دارد ونیز با قلم گیری در روی گلبرگ ها سعی در نشان دادن حالت پیچش برگها کرده اند . در داخل چهار گوش های بین این نقوش تصاویر دیگری بکار رفته که معروف ترین آن تصویری معروف به اروس سوار بر اسب است در این نقش فردی با چهره نیم رخ ونیزه ای در دست سوار بر اسبی است که پاهای جلو بالا است ونشان از حرکت به جلو دارد دیگر نقوش به کار رفته در حاشیه بالا شامل نقش جوانی سوار بر حیوانی که هویت آن به درستی مشخص نیست ونیز فردی که نشسته وبر بالشتی تکیه زده را شامل می شود نقش دیگری در این مربعها به کار رفته ومعروف به آکروبات باز است که شامل نقش دو نفر است که یکی بر روی دو دست ایستاده وپاها را بالای سر برده وبه طرف عقب گدانده است از فرد فقط نقش پاهای او باقی مانده است به جز نقوش مذکور اشکال دیگری در دو قسمت دیوار گالری وبین پنجره هایی که در سمت غرب وشرق موجود بوده که هرتسفلد گزارشی از آنها تهیه کرده است که در این جا به اختصار اشاره ای به آنها می شود . اولین نقش هبین پنجره اول دوم گالری مربوط به دو نفر با صورتی بدون ریش است که یکی با موهای مجعد قهوه ای وچشمانی درشت که شیئی بلند سه شاخه ای در دست دارد ودیگری فردی با موهای صاف وعصایی در دست که به حالت سه ربع رخ تصویر شده اند رنگ غالب در این نقش رنگ زرد می باشد که با قرارگیری در کنار رنگ های قرمز وقهوه ای باعث زیبائی ودرخشش بیشتر شده است . نقش بین پنجره دوم وسوم نقش سه مرد ایستاده کنار هم است که به نقش سه ایزد با سه مجوس معروف است هر سه به شکل نیم رخ با هیکل های پهن وعریض وگردن های کلفت ودر حالی که سر نسبت به هیکل کوچکتر است تصویر شده اند یکی از آنها کلاهی بال دار بر سر دارد وفرد دیگر سربندی به سر بسته است . در زمان بازدید هرتسفلد نقاشی بین دیوار چهارم وپنجم از بین رفته وموجود نبوده وبین پنجره پنجم وششم نیز احتمالا هیچ تصویری ایجاد نشده بود بین پنجره ششم وهفتم طبق گزارش های هرتسفلد نقش دو نفر است که فرد سمت چپ کلاه خود قرمز با خالهای زرد وفرد سمت راست لباس بلند زرد رنگی بر تن دارد که متاسفانه هیچ عکس وطرحی از آنها موجود نیست . نقش بین پنجره هشتم مردی را بدون ریش وسبیل با هاله ای زرد رنگ دور سر ونقش یک ماه به رنگ قرمز وزرد بر روی سر را نشان می دهد که به نام خدای ماه معرفی شده است . دو شکل دیگر که هرتسفلد از این بخش معرفی می کند یکی شامل تصویر پنج مرد است که پشت سر هم به ردیف به حالت نیمرخ ایستاده اند صورت ها همگی دارای ریش وسبیل وبه حالت احترام هستند در حالی که یک دست بر روی شکم وچیزی چون گل لوتوس وحلقه قدرت در دست دیگر دارند . در پایان آخرین نقشی که از گالری معرفی می شود نقش معروف به شاه وملکه است که نقش دو نفر را در کنار هم ودر میان محلی که احتمالا کاخ شاهی ویا نماد تخت آنهاست با لباس ها وکلاه های تزیین شده ودر رنگ های متنوع نشان می دهد . گذشته از نقوش موجود در بخش گالری نقاشی ، هرتسفلد از دروازه شمالی نیز دونقش را معرفی می کند که هر دو را به موزه هنری متروپولیتن فرستاده است . استین بعد از بازدید از دروازه جنوبی ، قطعاتی از نقاشی را جدا کرده وبه موزه دهلی نو فرستاده است به گلفته او دو سبک متفاوت در نقاشی های به چشم می خورد اول نقوش افرادی با لباس های بلند وتقریبا به اندازه طبیعی که شبیه به کارهای بودایی است ودوم اشکالی است که با لباس های تونیک کمردار ، شلوار وچکمه های بلند ارائه شده اند. در سال 1974 م هیات ایتالیائی در بررسی های خود قطعه ای از نقاشی را یافت که به دلیل ریزش باران از دیوار بیرون جدا شده بود هیات مزبور پس از استحکام بخشی این قلعه نقاشی آن را جهت نگهداری ونمایش به موزه ملی ایران ارسال داشت صحنه به نمایش درامده در این قطعه زمینه ای با دیوارهای بلند وبرج وبارو ها را نشان می دهد که برج های مستطیل شکل با کنگره هایی در بالا به رنگ قرمز تیره قلم گیری شده اند ودر بین این برج ها نیمرخ چند صورت ارائه شده است . به طور کلی درباره نقوش دیواری کوه خواجه می توان گفت که تمامی نقوش برای نمایش بهتر قلم گیری شده که خطوط تیره در ترسیم حالات موثر بوده ونقاط مختلف دیوار نگاره ها را به هم ارتباط می دهند این خطوط جزییاتی مانند موها ، ریش ، ابرو ، چشم ، لب ، سبیل و سار اجزای تزیینی را نشان می دهند وبه این لحاظ تا حدود زیادی به طبیعت و واقعیت نزدیکتر می شوند رنگ های انتخاب شده برای دیوارنگاره ها عموما حالص وپرمایه اند وارتباط رنگ ها بیشتر در جهت تزیین حالت ها ست رنگهایی که بیش از همه در این دیوارنگاره ها به چشم می خورد عبارتند از قهوه ای ، نارنجی ، زرد ، صورتی ، قرمز ، ارغوانی ، بنفش ، آۀبی ، سبز ، فیروزه ای وسفید . موضوع این نقوش بیشتر آیینی – مذهبی است که گاهی نوعی شکوه شاهی را نشان می دهد و به طور حتم در ارتباط با نوع کاربری بنا بوده است . سخن آخر آثار معماری کوه خواجه را می توان ارگی بزرگ و یا شهری کوچک دانست که حداقل در دوه دوره مشخص پارتی وساسانی و یک دوره اسلامی مورد استفاده بوده و در هر دوره نیز مرمت ، بازسازی و بخشهایی جدید به آن الحاق شده است . بر اساس ساخت بناهای خشتی کوه خواجه در این محل که تقدس طبیعی داشته قراگیری کوهی منفرد در کنار دریاچه فصلی هامون ووجود هر دو عامل در دشتی وسیع که مردم منطقه را برای اجرای مراسم مذهبی به این نقطه هدایت می کرده بیشترین احتمال را به کاربری مذهبی آن می دهد . همچنین استفاده بسیار از عناصر معماری مختلف چون طاق ، گنبد ، طاق نما ، ایوان ، نیم ستون های پیوسته به دیوار که تمامی انها باعث شکوه این بنا شده ونیز تنوع فوق العاده در طرح های به کار رفته در تزیینات معماری چون گچبری ونقاشی دیواری نشان از سعی در عظمت بخشیدن وهمچنین ثروت وتوانگری دارد . ودر اخر باید گفت که نتیجه گیری نهایی ودقیق در خصوص نوع کاربری بنا بر اساس یافته های مادی بیشتری خواد بود که از کاوشهای علمی بنا و محوطه های اطراف منطقه به دست می آید . با سپاس فراوان از مؤلف محترم سرکار خانم معصومه مصلی مطالب زیر برگرفته از سایت جامع گردشگری ایران می باشد(برای مقایسه اطلاعات سایتهای دیگر) کوه خواجه سیستان و( کاخ دوره اشکانی - ساسانی ) بر فراز کوه خواجه که تنها عارضه کوهستانی دشت هموار سیستان محسوب می شود مجموعه ای از آثار دوران های مختلف تاریخی واسلامی جای گرفته است. این کوه کم ارتفاع بازالتی حدود 609 متر از سطح آبهای آزاد ارتفاع داشته وبه هنگان طغیان رودخانه هیرمند که از کوههای هندوکش افغانستان سرچشمه می گیرد همچون نگینی گرانبها در چشم ابی دریاچه هامون خودنمایی می کند .این کوه را در هنگام صاف بودن هوا می توان از اقصی نقاط دشت سیستان مشاهده نمود وهیچ مکانی که برای مردم سیستان به اندازه کوه خواجه از قدیم الایام تا کنون مورد توجه وتقدس واحترام بوده ودارای اسطوره وروایات زیادی باشد نمی توان یافت . از این کوه به اسامی گوناگون از جمله کوه خواجه ، کوه غلطان ، کوه موعود ، کوه خدا ، تخت بلقیس وکوه رستم وغیره یاد نموده اند که از این میان بیش از همه به نام کوه خواجه مشهور وشناخته شده می باشد وجه تسمیه این نام برگرفته از نام یکی از مریدان اهل بیت وخاندان علوی بنام خواجه مهدی می باشد که در این ناحیه شهید گشته ومزار وآرامگاهش بر فراز جبهه شمالی کوه واقع شده است که مردم سیستان ارادت خاصی بدان داشته وهمه ساله خصوصا اعیاد ملی ومذهبی برای زیارت مزار او وانجام مراسم خاص ( مانند قربانی حیوان) به این نقطه می آیند . علاوه بر مزار ومقبره خواجه مهدی آثار وابنیه دیگری از دوره اسلامی بر فراز دامنه کوه وجود داشته که از این میان می توان به زیارت اتاق گندم بریان ، اتاق بی باد و... همچنین مجموعه قبور سنگی دوره اسلامی دامنه کوه واز آثار دوره ساسانی علاوه بر کاخ می توان به قلعه دفاعی کک کهزاد وقلعه کافران از دوره ساسانی اشاره نمود . کوه خواجه علاوه بر اسلام در ادیان دیگر خصوصا ایرانیان پیش از اسلام ومسیحیان مورد احترام وتقدس می باشد . در کتاب اوستای زردشتیان ایران باستان از این کوه بنام اوشیدا به معنای جایگاه عقل وخرد یا کوه سحرگاهی یا باطنی که مترادف با وحی است وهمچنین از دریاچه هامون پیرامون ان بنام دریاچه کان سیوا یا کیانسیه یاد شده است واشاره نمود که منجی ائین مزدیسنا بنام سوشیانا یا سوشیانس در این کوه ظهور کرده وائین زردشتی مزدیستان را نجات می دهد. این کوه را به نوعی می توان کوه موعود نیز نامید چراکه این کوه محل مراقبه وانتظار مردم برای نزول پیامبر موعودشان بوده است همانطور که ظهور حضرت مهدی (عج) را در سامره وظهور حضرت مسیح را در فلسطین به انتظار نشسته اند در این کوه نیز در عهد ایران باستان زردشت پیامبر در سیستان میزسیه باید به انتظار مولود زردشت یعنی سوشیانس بود . در دامنه جنوبی کوه خواجه سیستان بقایای بزرگترین مجموعه معماری خشت وگلی در ایران از عهد پارتها یا اشکانیان قرار گرفته است این محل برای اولین بار توسط متشرق وباستان شناس انگلیسی بنام اشتاین شناسایی ودر کتاب خود تحت عنوان بقایای پرستشگاهی از مذهب بودا معرفی شد اما در سالهای بعد باستان شناس آلمانی بنام هرتسفلد اقدام به مطالعه وحفاری در بخش هایی از کاخ نمود که به نتایج قابل توجه ای دست یافت این مجموعه معماری بقایای کاخ فرمانروایی پارتها در سده اول مسلادی می باشد که البته در دوره ساسانیان نیز بدان الحاقاتی صورت گرفته است این کاخ عظیم و وسیع در شیب دامنه کوه ساخته شده وبرای ساخت آن کف سازی وپی سازی شده مصالح اصلی کاخ از خشت خام وگل وپی وازاره اکثر دیوارها خصوصا حصار شمالی خارجی کاخ به علت جلوگیری از شسته شدن در اثر سیلاب های جاری از کوه به ارتفاع چند متر سنگ چینی شده اند. کاخ دارای سه حصار اصلی متداخل می باشد . حصار اول که اولین حصار تدافعی کاخ را تشکیل می دهد وشامل حصار یا دیواری است بلند وقطور از خشت خام وگل که در پست ترین دامنه کوه وتقریبا همسطح با دشت بصورت کمانی جبهه های جنوبی ، غربی وشرقی مجموعه معماری را در میان گرفته واز جانب شمال نیز کوه خود همانند یک حصار وسد طبیعی عمل می نماید . حصار دوم شامل دیواری بلند وقطور با کنگره وترکش هایی جهت دیدبانی وتیراندازی ومتصل به معماری داخلی بوده که به صورت حلقه ای گرداگرد کاخ را فرا گرفته واز آن حفاظت می کند ودر جبهه جنوبی همین حصار دروازه اصلی کاخ قرار گرفته که توسط راهرو یا گذرگاهی با شیب نسبتا زیاد به قسمت مرکزی کاخ راه می یابد . حصار سوم که قسمت ارگ یا شاه نشین کاخ را درمیان خود گرفته است وحد فاصل بین حصار اول ودوم مجموعه خانه های عامه مردم قرار داشته و عامه نشین کاخ محسوب می گردد . با توجه به ساخت این کاخ ومجموعه معماری برروی دامنه وشیب کوه از نظر اختلاف سطح وارتفاع سه مسطح عمده قابل تشخیص است . سطح اول که سطحی است شیب دار در حد فاصل حصارهای اول تا سوم سطح دوم که مصطبه بزرگ وهموار قسمت مرکزی کاخ وحد فاصل حصار سوم تا طاقنماها وابتدای پلکان سنگس حیاط مرکزی می باشد که ایوانهای دوره ساسانی در این بخش ساخته شده اند . سطح سوم که از اولین پله پلکان وطاقنماهای شمال حیاط مرکزی شروع شده وبا شیب زیاد تا حصار شمالی کاخ را در بر می گیرد این قسمت مهمترین قسمت کاخ محسوب می گردد وشامل معبد یا آتشکده چهار طاقی با رواقی اطراف آن برای طواف وانجام مراسم آئین مزدیسنا وکیش زردشتی است که در طی حفاری های انجام شده در قبل از انقلاب آتشکدان سنگی پایه دار آن به همراه سنگ مکعب شکل زیرین آن از داخل این فضا بدست آمد از قسمت های مهم دیگر این بخش کاخ علاوه بر طاقنماها وستون نماهای چند طقه شمال حیاط مرکزی می توان از راهرو سرپوشیده منقوش نام برد که تمامی سطح دیوارها وحتی زیر سقفهای آن بوسیله نقاشی های دیواری ایوان وزیباتزئین شده است از جمله عناصر تزئینی بکار رفته در این کاخ می توان از دونقش برجسته گلی منحصر به فرد آن یاد نمود که توسط گل میخ های چوبی در بر روی دیوار محکم شده اند یکی از صحنه های چند نفر پارتی را سوار بر اسب در حال عبور ودیگر حمله گربه سانی به سوار پارتی نشان می دهد . این مجموعه معماری عظیم وارزشمند که در تاریخ 24/6/1210 به شماره 54 به ثبت آثار ملی رسیده است علاوه بر فعالیت های باستان شناسی انجام شده در قبل از انقلاب در طی سالهای 73-1371 هـ ش توسط کارشناسان سازمان میراث فرهنگی کشور از جمله آقای سید محمود موسوی مطالعات وکاوشهایی در این محل انجام داد. همچنین در آبانماه سال 1376 هـ ش از سوی سازمان متبوه توسط آقای دکتر سید منصور سید سجادی بمنظور یافتن شیوه های مناسب جهت بازسازی ومرمت دراز مدت این اثر صورت گرفت . از سال 1376هـ ش پس از شناخته شدن این اثر مهم به عنوان یک پروژه ملی تا کنون بطور مستمر همه ساله اعتباری در بودجه کشور برای این اثر ملی اختصاص می یابد که در طوی این مدت گروه مرمت اقدام به اولویت بندی مرمتی ودفع ابهای سطحی وپی بندی دیوارهای عظیم واصلی آن وبازسازی قسمتهایی از بخش ورودی قلعه ( جبهه جنوبی ) آن نموده است . در سال جاری (1379) نیز اعتباری به میزان 000/000/200 ریال بمنظور مطالعه حفاظت ومعرفی این اثر تاریخی تخصیص یافت که از این اعتبار تا کنون مبلغ 000/000/100 ریال به استان حواله ودر بخشهایی از جمله تجهیز وراه اندازی دفتر کارگاه جهت استقرار نیروهای مورد نیاز در محل پروژه - انجام مطالعات تاریخی ومردم شناسی -مستند سازی وضعیت موجود اثر وهمچنین مستند سازی فعالیتهای مرمتی ان - مطالعه وبروشور معرفی کوه خواجه وانجام امور حفاظتی از جمله اجرای حفاظتهای اضطراری واجرای برنامه های استحکام بخشی ومرمت ابنیه کاخ وهمچنین تداوم اجرای دفع آبهای سطحی را میت وان ذکر نمود نظر به اهمیت فوق العاده این اثر تاریخی ارزشمند مقدمات ثبت آن نه تنها به عنوان یک اثر ملی بلکه به عنوان یک اثر ومیراث جهانی از سوی سازمان علمی وفرهنگی ملل متحد(یونسکو) در دست بررسی واقدام می باشد که با توجه جایگاه منحصر بفرد آثارکوه خواجه در تاریخ هنر ومعماری ایران وهمچنین گستردگی آسیبهای وارده به آن می بایست حرکتی گسترده ووسیع بمنظور نجات بخشی این اثر یگانه صورت گیرد تا شاهد از دست رفتن بیش از پیش آن نباشیم واین امر میسر نخواهد گردید مگر با عزم جدی وهمه جانبه مسئولان ملی واستانی برای نجات این میراث گرانبها . کوه خواجه کوه خواجه تنها عارضه طبیعی دشت سیستان با ارتفاع تقریبی 609 متر از سطح دریا (حدود 100 متر از سطح زمین) است که در هنگام پرآبی جزیره کوچکی را درمیان هامون هیرمند شکل می دهد. این کوه و دریاچه در باورهای سه مذهب زرتشت، مسیحیت و مسلمانان مقدس است. این منطقه تاکنون توسط تعداد زیادی از پژوهشگران مورد بررسی و کاوش قرار گرفته و همه بر اشکانی و ساسانی بودن بناها با کاربری توامان "زیستی، دفاعی و عبادی" متفق القولند. از لحاظ اعتقادی و بر اساس اسطوره های زرتشتی دریاچه هامون مقدس بوده و ظهور منجی (سوشیانت) از این دریاچه اتفاق می افتد. بنابر باورهای آیین مزدیسنا و اسطوره های پهلوی که بر اساس تعالیم زرتشت سپیتمان تدوین گردیده است، در پایان هزاره دوازدهم، براى سومین بار از خاندان بهروز پارسا، دوشیزهاى به آب دریاچه هامون (برخی این دریاچه را دریاچه تخت سلیمان در استان آذربایجان غربی و در شهر تکاب گفته اند) داخل شده و آخرین رهاننده یا «سوشیانت» موسوم به "استوت ارته" از وى زاییده مىشود. به همین لحاظ کوه خواجه نیز تقدس و رازالودگی خاصی دارد؛ سوشیانت به شکل های مختلف تقریبا در تمام متون زرتشی و اوستایی از جمله در گاتها، یسنا، سروده های زرتشت و یشتها مورد اشاره قرار گرفته و تقریبا شکی نیست که اشو زرتشت در کتاب اوستا به آن اشاره داشته است. مهمترین و بزرگترین بخش آثار باستانی کوه خواجه، در شیب جنوب شرقی کوه قرار گرفته که دارای سه دیواره دفاعی، دروازه اصلی، راهروهای جانبی، حیاط مرکزی، آتشکده و... بوده و بنام قلعه کافرون شناخته می شود. دومین مجموعه در بلندترین نقطه و مشرف بر قلعه کافرون ساخته شده کک کهزاد است که در باورهای اساطوره ای فرمانروای دیوسان منطقه بوده و توسط رستم دستان به قتل می رسد. این مکان می تواند کاندیدایی برای محل شاه نشین ارگ باشد.  بخش مهمی از آثار به جای مانده بر کوه خواجه؛ زابل شواهدی از راه پله های سنگی منظمی که ارتباط قلعه کافرون را با کک کهزاد برقرار میکرده هم اکنون دیده می شود. بنای دیگر به گویش محلی، کوچک چل کنجه (کوشک چهل دخترون) است و مابقی آثار پراکنده سطح کوه را آثار قبور اسلامی و بنای مقبره ای مقدس خواجه مهدی تشکیل داده است. در باورهای اهالی نسب خواجه را به شهیدی از خاندان آل علی (ع) می رسانند که توسط کفار به شهادت رسیده است.  مقبره خواجه مهدی بر بالای کوه خواجه؛ زابل این اثر در حد فاصل زاهدان به زابل و در فاصله حدود 30 کیلومتری زابل در یک مسیر انحرافی قرار دارد. در این مسیر تنها چند روستای کوچک وجود دارد و به همین دلیل اتومبیل های زیادی از این مسیر تردد نمی کنند. فراموش نکنید که در بازدید این کوه، تنها به قلعه اکتفا نکنید و حتما از مقبره جالب توجه خواجه و قبور متعدد بالای کوه دیدن نمایید. در قسمت سر قبر، سوراخی وجود دارد که اهالی نظر جالبی در مورد آن دارند. اعتقاد اهالی بر این است که در صورتی که با نیت خاصی دست را در این سوراخ فرو ببرید، مطابق با نیت شما چیزی به همراه دست شما خارج می شود. البته چیزی که خارج می شود معمولا پَر یا چیزی شبیه به آن بیشتر نیست.  آثار به جای مانده بر کوه خواجه؛ زابل سطح روی کوه به صورت فضایی مسطح و بزرگ بیش از چند ده هکتار است که قسمت اعظم آن به وسیله قبور سنگی جالبی پوشیده شده است. این قبور به حدی حیرت انگیر هستند که شاید ساعت ها شما را مشغول نماید. قبوری که تقریبا روی سطح زمین قرار دارند و بر روی آنها سنگ هایی به صورت مسطح و البته گاهی منحنی شکل روی آنها را پوشانیده اند.  قبور متعددی که بر بالای کوه خواجه وجود دارد شاید بهتر باشد با یک راهنما از این منقطه دیدن نمایید. وسعت آثار بر روی این کوه به قدری زیاد است که حتی با وجود یک راهنما چند ساعت وقت برای دیدن همه آنها نیاز است. از جمله نقاط جالب توجه این کوه قدمگاه حضرت علی (ع) و دره ی سوخته ای است که به اعتقاد مردم محلی بر اثر پرتاب ذوالفقار امام به سوی کفار در کنار کوه خواجه به وجود آمده است. گرچه سندیت این مطالب مانند مزار شریف در افغانستان در حاله ای از ابهام است؛ و بیشتر به داستان های اسطوره ای می ماند. نکته آخر اینکه، قسمت اصلی آثار رو به جنوب و شرق است، به همین دلیل صبح بهترین وقت برای عکاسی از ارگ می باشد.
|